» بازدید امروز: 174
» بازدید دیروز: 154
» افراد آنلاین: 2
» بازدید کل: 18307

رنجنامه ای در وصف احمدی نژاد

رنجنامه ای از رسول جعفریان در وصف احمدی نژاد

در این دنیا همه چیز می تواند برای ما درس باشد. احمدی نژاد هم یک درس بود. می خواهم یک صفحه از آن درس را در اینجا بیان کنم.

به گزارش پایتخت  رسول جعفریان نوشت : قریب به سه سال قبل در سفری همراه یکی از بزرگان فلسفه کشور به شیراز می رفتم. سالها بود خدمتشان نرسیده بودم. اولین سوالی که در فرودگاه از من پرسیدند این بود: راستی! فکرش را می کردی؟ فکرش را می کردی؟ بعد از آن در طول راه، کنار هم نشسته بودیم. باز هم همین سوال را چند بار پرسیدند. احساس کردم ذهن ایشان از این همه فساد و تباهی و ویرانی و از هم گسیختگی چنان درهم ریخته که نمی تواند آرام باشد و یکسره باید این پرسش را مطرح کند. ایشان برخی از یادداشتهای بنده را در نقد افکار و اندیشه ها و رفتارهای دولت احمدی نژاد خوانده بود و با توجه به سوابق فکری خودم و خودش که نزدیک به هم بودیم، می خواست بگوید که دیدی چه شد و کار به کجا رسید؟

راستش در باره خدمتی که آقای احمدی نژاد به ما کرد فکر می کردم. به خصوص از این جهت که چند روز قبل، دوستی که از من مصاحبه ای خواسته بود، وقتی برایش فرستادم، گفت بین دوستان صحبت بود که فلانی افکارش تغییر کرده است. اصلا انکار نکردم و گفتم که من از زمانی که در سال 63 اولین نگاشته خود را در باره مشروطه نوشتم، فکرم متناسب با آنچه که از مسیر انقلاب در ک می کردم ترسیم شده و ضد غربی بود. آن زمان به تدریج در مسیر فکری خاصی قرار گرفتم که دنیای غرب و شرق را به دو خط فکری کاملا جدا تقسیم می کرد. این مبنا را بعدها در کتابی که تحت عنوان ذهنیت غربی در تاریخ معاصر ما داشتم ادامه دادم. مسیر فکری من تقریبا در همین سمت و سو و حواشی آن ادامه داشت. وقتی هاشمی را نقد می کردیم، روی ارزشهای انقلابی و اسلامی تکیه می کردیم. بعدها در مقابل خاتمی هم همین انتقادها را داشتیم. از اخلاقش خوشم می آمد. با خودش هم کما بیش دوست بودم. اما اندیشه را متوجه نقطه دیگری می دیدم. این بود تا رقابت احمدی نژاد و هاشمی شد. باز هم فکر قدیم ما در کار بود. هم فلسفی و دینی بود و هم سیاسی و انقلابی. همه را در طبق اخلاص گذاشتیم و به رغم دو دلی که بود، در دوره اول به احمدی نژاد رأی دادم. بیش از همه و یا لااقل در کنار مسائل فکری، دلمان می خواست ایشان کسی باشد که هم ارزشهای دینی را نگه دارد، هم سلامت مالی داشته باشد و هم بدون آن که در مسائل فکری دینی مداخله کند، به اصلاح زندگی مردم بپردازد. اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که آن آرزوها بر باد رفت. آدمی را دیدیم که به جای اصلاح کشور، در هوای اصلاح عالم است. نظریاتی ابراز می کند که هورقلیایی است. دنیایی را می بیند که ربطی به علم و دانایی ندارد. خیالاتی در سر دارد که گویی اصلا زمین را نمی شناسد. اولین بار یادداشت «کشور را با استخاره نمی توان اداره کرد» را نوشتم و دنبالش یادداشت های دیگر که شمار زیادی از آنها را که در طول هفت سال نوشتم، «کلک و کتاب» آورده ام.

اینجا است که می خواهم مفهوم این جمله را که «احمدی نژاد چه درسی به ما داد» توضیح بدهم. راستش تمام تصورات ما بر باد رفت. من  احمدی نژاد را کاملا امتداد خط راست نمی 

این است خدمتی که احمدی نژاد کرد، ما و خیلی ها را مانند ناطق نوری از خواب بیدار کرد و بنده امروز ابایی ندارم که بگویم سالها افکار دیگری داشتیم و جور دیگری فکر می کردیم. این مرد نشان داد که مسیر این گونه تفکرات کجاست. باز هم عرض می کنم حتی امروز هم تعلقی به راست یا چپ ندارم،

دانم، اما هماهنگ با راست عمل کرد و این جناح هم همه چیز خود را، همه سرمایه های خود در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم احمدی نژاد کرد. او هم، همه را یکباره برداشت و با سرعت باد جلو رفت، رفت و رفت و رفت و چون چشمش را بسته بود، محکم به دیوار کوبید. درست مثل یک ماشین پر قدرتی که  ما تمام میراث اخلاقی و ارزشی را درش بریزیم و بعدش بزنیم به دیوار. حالا ماشین متوقف شده، بسیاری لت و پار شدند و عده ای با زحمت فراوان و بعد از آسیب از ماشین پیاده شدند و سرگردان از این که چه اتفاقی افتاده.

اینها وقتی به اطراف نگاه کردند، دیدند فکر مذهبی که خراب شده، به مراجع توهین شده و آنان کنار گذاشته شدند. به رهبری بی حرمتی شده، افکار منحط و خرافی جای افکار مترقی مطهری و طالقانی و بهشتی را گرفته بود. سلامت مالی که چه عرض کنم، آنچه این روزها رخ می دهد همه هویداست. من اصلا نسبت به شخص احمدی نژاد و این که او چیزی برده و خورده نه شاهدی دارم نه ادعایی، اما می دانم که چپاول به شکل های مختلف در حاشیه دولت بود و این را امروز قوه قضائیه با دستگیریهای اخیر نشان داده است.

حال باز هم می گویم خدمتی که احمدی نژاد کرد این بود که جریان راست را تا نقطه نتیجه گیری برد. جمعیت راست نشین را متفرق کرد. برخی تغییر کردند و برخی پایداری. جوری شد که آقای لاریجانی که در دوره خاتمی از روسای این جناح بود و با قدرت از مواضع آن دفاع می کرد امروز در جایگاهی دیگر است که دست کم میانه چپ و راست است. مرحوم عسکر اولادی که پنجاه سال در خط راست مانده بود، به نوعی عقب نشینی کرد و آن گونه شد که دیدیم و می بینیم. تقوایش کم مانند بود. ما که دیگر هیچ و آن استاد فلسفه هم که ذکر خیرش در ابتدا رفت، استادی که نه فقط تجربه سیاسی شگفتی را پشت سر گذاشت، بلکه فکر می کنم از آن افکار و اندیشه هایی هم که داشت و روزگاری پشتوانه بخشی از جناح راست بود، دست شست یا لااقل در آنها تجدید نظر کرد، جای خود دارد. دوستانی هم داشتیم که و لو در خط راست ماندند، چون جنسا آدم های محافظه کاری بودند، اخلاقا خجالت کشیدند خود را منتسب به دولت احمدی نژاد کنند. اصلا در یک جمله عرض کنم، احمدی نژاد مخ خیلی ها را تکان داد.

این است خدمتی که احمدی نژاد کرد، ما و خیلی ها را مانند ناطق نوری از خواب بیدار کرد و بنده امروز ابایی ندارم که بگویم سالها افکار دیگری داشتیم و جور دیگری فکر می کردیم. این مرد نشان داد که مسیر این گونه تفکرات کجاست. باز هم عرض می کنم حتی امروز هم تعلقی به راست یا چپ ندارم، حالا بیشتر دلم می خواهد، بخوانم و بنویسم و بیشتر بدانم، اما اینها حکایت گذشته است که اگر دوستی این ادعا را می کند که مبانی فکری عوض شده به او بگویم که اولا که تغییر جای نگرانی ندارد و هیچ سماجتی برای ماندن در افکار قدیم نیست، ثانیا این که دیگر بحث چپ و راست نیست، بحث دانستن و شفافیت است. بحثم اصلا مربوط به یک شخص به نام احمدی نژاد نیست. بحث نتیجه گیری از یک اندیشه و یک رفتار است. این که چگونه با دنیای بیرون برخورد می کند و چطور یک جریانی را که این قدر با تجربه است، استخوانهایش را خرد می کند و نشان می دهد که گرفتار پوسیدگی شده است. حالا راست مثل چپ که زمانی سرش به سنگ خورد، سرش به دیوار خورده، باید به فکر بازسازی خود باشد. تحولات جهانی ازعالم سیاست گرفته تا فکر، و درست همین پدید آمدن القاعده و داعش و خیلی از مسائل دیگر مانند شکست اخوان المسلمین و دنیایی از تحولات باید ما را به سمت و سوی نوعی اصلاح فکر پیش ببرد. این روزها شکست خوردگان در عالم اسلامی زیادند. دیگر نه فکر نوی وجود ندارد و نه آثار تازه ای که موج ایجاد کند. حالا داعش است که در حال ایجاد موج است. بازگشت به افکار قدیم و صرفا تکیه به گذشته نه این که نشد باشد که صد البته داعش بازگشت به افکار خیلی قدیمی تر برگشت، بلکه یک الزام فکری برای ساختن دنیای بهتر برای مسلمانهاست. ما باید افسار خود را دست علم بدهیم نه دست احساساتمان. ما باید نقشه راهمان را با ابزار عقل و دانایی، ترسیم کنیم نه صرفا بر اساس سوابق و گذشته مان. ما به هیچ روی نباید از تغییر نگران باشیم و بهراسیم. باید به آن افتخار کنیم. البته که ساختار شکنی زودرس هم سبب شکست جریان چپ در کشور شد، به همان میزان محافظه کاری هم دشواری های خاص خود را دارد.

مرجع : خبرگزاری خبرآنلاین

بلاهايي كه احمدي‌نژاد بر سر ما آورد

*ناصر ایمانی

هر دولتي كه سر كار‌مي‌ايد خود را امين و پاک دست می داند که این یک یک امر طبیعی است. اما اين‌كه دولت‌ها خودشان را پاك اعلام كنند ملاك نيست، بلکه مردم و قوه قضاييه و مسئولان مربوط در دستگاه هاي‌نظارتي و امنيتي بايد صداقت آن ها را تایید کنند. 

ما نبايد فراموش كنيم هنگامي كه هر دولتي بر سر كار مي‌ايد ممكن است آلودگي داشته باشد و در ادامه هرقدر فعاليت‌ها و اقدامات دولت ها افزايش پيدا كند به طبع مي‌تواند مشكلات نيز گسترده‌تر و بزرگتر شود. ولي در رابطه با دولت احمدي نژاد بايد بگوييم اين كه خود او و اطرافيانش ادعا كنند دولتي پاك را اداره مي‌كردند مهم نيست و مهم قوه قضائيه است كه اين ادعا را رد كرده و تائيد نمي‌كند. 

در دولت آقای احمدی نژاد یک وضعیت ویژه ای اتفاق افتاد که دردولت‌های قبلی يعني دولت سازندگي و اصلاحات شاهد نبودیم وامیدواریم دردولت‌های بعدی نیز شاهد نباشیم. یکی از این اتفاقات صورت گرفته و عجيب در دولت قبل بحث نظام مدیریتی عادی کشور است. در ابعادمختلف نظام مدیریتی کشور در دولت احمدی نژاد آثار سوء و بدی را از خود باقی گذاشتند. نوع انتخاب وزرا ،عزل آنان،تعیین مدیران ارشد کشور در زمینه های مختلف از ميان افراد كم تجريه و با سطح مدیریتی بسیار پایین و تغییرات سریع درسطح مدیریتی کشور از اين گونه اقدامات نسنجيده دولت نهم و دهم و در راس‌آن شخص احمدي‌نژاد بود. 

از طرف دیگر نوع مواجهه رئيس جمهور سابق با قوانین کشور و تمرد از بعضي اجرای قوانین نيز از خصوصيات و ويژگي‌ها ناپسند دولت گذشته بود. احمدی نژاد متاسفانه فرهنگسازی صحیحی در حوزه نظام مدیریتی کشور انجام نداد. او در زمینه تشدید اختلافات داخلی مانند تنش بین سه قوه پرونده خوبی از خود به جا نگذاشت. نوع ادبیات احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، چند طبقه کردن جامعه، کم توجهی به اقشار فرهیخته نيز از ديگر اقدامات نامطلوب دو دولت گذشته بود. 

احمدي‌نژاد در سياست خارجي نيز پرونده خوبي نداشت. او نمي دانست در روابط ديپلماتيك  بايد به چه كشور‌هايي توجه داشته باشد و با چه دولت‌هايي همكاري كند. کم توجهی، تحریک کشورهای مختلف و تشدید ایران هراسی از ديگر فعالیت های نسنجيده احمدي نژاد در سياست خارجي بود. دولت این مرد در دنياي اقتصاد هم توانايي كافي نداشت.  بی بندباری‌های اقتصادی، افزایش قیمت بنزین ، افزایش روزهای تعطیل، بی مبالاتی  و بی انضباطی مالی که منجر به رانتها و فسادها شد، حیف ومیل پول ها و سرمایه های کشور از ضعف های احمدی نژاد در حوزه اقتصاد بود. 

از سوي ديگر نقص ديگر دولت احمدي‌نژاد، شخصی به نام مشايي بود. اسفنديار رحمي مشايي طرز فکر  وجهان بینی خاص خود را دارد و نسبت به کلیت جهان اندیشه هایی دارد که با تعالیم اسلامی و دینی ما همخواني ندارد. اين تفكر اعتراضات زیادی را در همان زمان به همراه داشت و منجر به نوعی پیاده سازی افکار ایدئولوژیک درعرصه سیاست شد كه آثار سو زیادی در دولت احمدی نژاد برجا گذاشت. احمدي‌نژاد نيز به اين فرد ارادت خاصي داشت و حتي ما شاهد آن بوديم كه به دليل حمايت از مشائي در برابر دستورات رهبري نيز ايستاد. مجموع اين اقدامات به او ضربه زيادي وارد كرد.

*هفته نامه طلوع صبح

برخی با عربده کشی در مجلس آبروی ملت را می‌برند

فقر، بیکاری، فحشا و دروغ را رها کرده‌اند و دلواپس مسائل هسته‌ای شده‌اند/ در تلویزیون مقابل چشم ۶۰ میلیون انسان آمار دروغ دادند

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به حوادث روز کشور گفت: متاسفانه برخی با عربده کشی در مجلس، آبروی ملت را می‌برند.

نقویان با اشاره به سخنان آیت ا… جوادی آملی مبنی بر اینکه عالم مانند آدم معده دارد و شاخص آن صداقت است، تصریح کرد: اگر غذایی مسموم ولو بهترین و خوشمزه ترین غذا باشد را میل کنیم، معده واکنش عملی نشان می دهد، عالم نیز همینطور است، اگر انسان بخواهد با حقه بازی سر مردم را گرم کند، روزی حقایق آشکار خواهد شد.

وی در این خصوص افزود که در تلویزیون و مقابل چشمان ۶۰ میلیون انسان آمدند و آمار دروغ دادند و بعد چند سال حقایق در حال آشکار شدن است و در خبرها می خوانیم: اختلاس شده، دزدی شده و حتی کار به دزدیدن دکل نفتی رسیده است.

ناصر نقویان گفت: محال است کسی با دروغ گفتن و حقه بازی و کلاه گذاشتن بر سر مردم، بتواند در بین مردم محبوبیت کسب کند.

حجت الاسلام نقویان با اشاره به دلواپسی عده ای نسبت به توافق ایران با ۵+۱ گفت: متاسفانه این عده همه مشکلات کشور از جمله فقر، بیکاری و فحشا، دروغ و چاپلوسی را رها کرده اند و دلواپس مسائل هسته ای شده اند، در حالیکه رهبری شجاع داریم که اوضاع را رصد می کند..

ناصر نقویان در بخش دیگری از سخنان خود به حوادث روز کشور هم گریزی زد و گفت: متاسفانه برخی با عربده کشی در مجلس آبروی ملت را می برند.

وی در پایان سخنانش با اظهار تاسف از اینکه قرآن کتاب راهنمای زندگی و سرور زندگی، به نغمه مرگ تبدیل شده است، گفت: هرگاه از بلندگوهای شهر قرآن پخش شود، اذهان به سمت فوت یک فرد می رود. اگرچه که پیامبر هم مهجوریت قرآن را خبر داده بود.

نقویان با اشاره به سخن دکتر شریعتی مبنی بر اینکه خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز، من چگونه مردن را خواهم آموخت، گفت: باید چگونه مردن را هم از قرآن آموخت چراکه بسیاری قرآن خوان و مسلمان بودند ولی بد مردند.

منبع: خبرآنلاین

 

شهدای منصورون

شهیدغلامحسین صفاتی دزفولی
شهیدکریم رفیعی
شهید سید علی جهان آرا
شهید مهدی هنردار
شهید عزیز صفری
شهید سید نورالدین صفدری
شهید شیخ عبدالحسین سبحانی
شهید حسن هرمزی
شهید اسماعیل دقایقی
شهید سید محمدعلی جهان آرا