» بازدید امروز: 28
» بازدید دیروز: 75
» افراد آنلاین: 1
» بازدید کل: 125651

شهید اسماعیل دقایقی

جمعیت منصورون در فاصله زمانی سال های 1351 تا 1357 همگام با ملت ایران و در مبارزه با رژیم وابسته شاه، هشت شهید سرافراز را تقدیم آرمان های دین و ملت کرد. که شهیدان سبحانی، صفاتی، صفری، صفدری، رفیعی، هنردار، علی جهان آرا و هرمزی از این جمله اند. فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر. همچنین تعدادی از همرزمان شهیدان در منصورون، از جمله شهیدان جهان آرا، بقایی و دقایقی، پس از انقلاب و در جریان حماسه آفرینی های ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیدند که در ادامه با آنها آشنا خواهیم شد.

بسم الله الرحمن ارحیم
انّهم لهم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون
چکیده ی زندگینامه ی برادر شهید 
سردار سرلشگر پاسدار اسماعیل دقایقی

اسماعيل دقايقي در سال ‪ ۱۳۳۳‬در خانواده‌اي متعهد به اسلام و اهل فضل و ادب در بهبهان پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش خياطي صديق و شريف و در دامان مادري مهربان رشد كرد.

دوران تحصيل را در اميديه، آغاجاري كه محل سكونت والدينش بود سپري كرد. وي دانش آموزي كوشا بود. شهيد در سال ‪ ۴۹‬در كنكور هنرستان صنعتی شركت ملی نفت ایران در اهواز شركت و پذيرفته شد، وي به‌ همراه دوستانش، هنرستان را تبديل به مركز مبارزه عليه رژيم ستم شاهي نمود.

در سال ‪ ۵۰‬كه‌ رژيم پهلوي درصدد اجراي جشنهاي دو هزار و ‪ ۵۰۰‬ساله شاهنشاهي بود در تحريم و اعتصاب در هنرستان با ديگر دوستان و همرزمانش از جمله محسن رضايي شركت فعالي داشت. و در همان سال با هدف منفجر كردن مجسمه رضاخان كه در خيابان ‪ ۲۴‬متري اهواز نصب شده بود به اقدامي شجاعانه دست زد اما چاشني مواد منفجره عمل نكرد.

درسال ‪ ۵۳‬دوبار به همراه محسن رضايي و جمعي از دوستان به زندان افتاد كه هر بار پس از چند ماه زندان كه با شكنجه و عذاب‌هاي روحي همراه بود، از زندان آزاد شد. همچنین پس از آزادي، از هنرستان اخراج شد.

وي در زندان نيز لحظه‌اي از مبارزه براي نشان دادن چهره كريه مزدوران آمريكايي حاكم بر ايران غافل نشد و با جاذبه عارفانه‌اش سعي در آگاه كردن حتي عناصر غير سياسي زندان را داشت و در اين كار بسيار موفق بود.

بعد از آزادي از زندان در فرصتهاي مناسب از جمله تعطيلات تابستاني از طريق داير كردن برنامه‌هاي تدريس رياضي و فيزيك در آغاجاري با جوانان منطقه ارتباط برقرار و آنان را با فرهنگ اصيل اسلام آشنا مي‌كرد.

در سال ‪ ۵۳‬به دانشكده مهندسی كشاورزي رشته آبياري دانشگاه اهواز راه يافت و پس از اينكه دو سال در اين رشته تحصيل نمود، مجدد در سال ‪ ۵۵‬در كنكور شركت نمود و در رشته علوم تربيتي دانشگاه تهران قبول شد.

مهم‌ترين دليل تغيير رشته، دلبستگي وي به مباحث انساني و اجتماعي بود. او از ابتدا با شناخت درست نسبت به تعدادي از گردانندگان انجمن اسلامي دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران كه متاثر از سازمان منافقين بودند، به مقابله با انحرافات آنان پرداخته و در مقابل آنان قاطعانه موضع‌گيري مي‌كرد.

شهيد دقايقي با راه‌اندازي جهاد علمي و شركت فعال در مبارزات دانشجويي، محوري شد كه جمعي از دانشجويان پيرامون وي يك جريان صددرصد اسلامي را پايه ريزي و راه‌اندازي كردند و در اين راستا كنفرانس‌هاي علمي و مذهبي جذاب و خوبي را در دانشكده ترتيب داد.

دقايقي در سال ‪ ۵۷‬ازدواج نمود و در نخستين صحبت با همسرش از اينكه تنها به خود و همسرش تعلق ندارد، سخن گفت.

با اوج‌گيري نهضت مردمي به رهبري امام (ره) به درياي مواج امت اسلامي پيوست و در آموزشهاي رزمي در منطقه داربهاره و فعاليتهاي مسلحانه و سياسي گروه چريكي منصورون در منطقه بهبهان و آغاجاري نقش زيادي داشت.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال ‪ ۵۸‬با يك نسخه از اساسنامه جهاد سازندگي به آغاجاري رفت و به اتفاق برخي از دوستان جهاد سازندگي را راه اندازي كرد. هنوز چند ماه از فعاليت و تلاش همه جانبه وي در اين ارگان نگذشته بود كه طي حكمي در اوايل مرداد ‪ ۵۸‬با تشكيل سپاه پاسداران در اين منطقه به عنوان فرماندهي سپاه آغاجاري مشغول به خدمت شد.

به دنبال شروع جنگ تحميلي به عنوان نماينده سپاه در اتاق جنگ لشكر ‪ ۹۲‬زرهي اهواز حضور يافت و در سازماندهي نيروها و تجهيز آنها تلاش گسترده‌اي را آغاز كرد.

شهيد دقايقي سپس به‌دليل لياقت و شايستگي به‌ سپاه خوزستان دعوت و به عنوان سرپرست دفتر هماهنگي سپاه استان منصوب شد. نماينده سپاه در اطاق جنگ ‪۹۲‬ زرهي، فرمانده سپاه سوسنگرد، فرماندار نظامي سوسنگرد، مسوول دفتر هماهنگي سپاه خوزستان، مسوول يگان حفاظت سپاه منطقه يك، فرمانده گردان در عمليات خيبر و فرماندهي تيپ ‪ ۹‬بدر از جمله مسووليتهاي اين شهید در این مقطع بود.

اسماعيل، از جاذبه‌هاي اخلاقي خاصي برخودار بود به گونه‌اي كه مجاهدين عراقی وي را امام موسي صدر دوم مي‌ناميدند. صبر، حوصله و سعه صدر از صفات بارز شهيد بود و خلوص، سكوت و وقارش در فرماندهي، از نقاط تحسين برانگيز شخصیت وي به شمار مي‌رفت.

اين شهيد گرانقدر در ‪ ۲۸‬دي ماه سال ‪ ۶۵‬در عمليات كربلاي پنج در منطقه عمومي شلمچه براي انجام ماموريت شناسايي با يك دستگاه موتورسيكلت عازم محور بود كه در مسير راه مورد اصابت بمب خوشه‌اي قرار گرفت و به شهادت رسيد.

بخشي از وصيت نامه شهيد: 

پدر و مادر گرامي خداوند به شما صبر عطا فرمايد، از جمله كساني باشيد كه مردم خصوصا خانواده‌هاي شهدا، اسرا و معلولان را دلداري بدهيد. همسر محترم چطور مي‌توانستم در خانه باشم و كاري نكنم در حالي كه جان و مال امت مسلمان ايران به سوي جبهه‌ها سرازير است. در تربيت زهرا و ابراهيم سعي كن. خواهران و برادران محترم، پيش بردن اسلام در جهان، جهاني كه پر از فسق و فجور است تلاش و ايثار مي‌خواهد، ايثار مي‌خواهد، در راه حسين(ع) حسيني شدن مي‌خواهد. 

گرامی باد یاد و راه برادر شهید اسماعیل دقایقی 
انّهم لهم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون
صدق الله العلی العظیم

شهدای منصورون

شهیدغلامحسین صفاتی دزفولی
شهیدکریم رفیعی
شهید سید علی جهان آرا
شهید مهدی هنردار
شهید عزیز صفری
شهید سید نورالدین صفدری
شهید شیخ عبدالحسین سبحانی
شهید حسن هرمزی
شهید اسماعیل دقایقی
شهید سید محمدعلی جهان آرا