» بازدید امروز: 20
» بازدید دیروز: 25
» افراد آنلاین: 1
» بازدید کل: 1974

تداوم راه شهیدان برگی از تاریخ

زورمداران حاکم بر ایران، بر این باور بودند که با شکنجه، محاکمه و زندانی کردن گروه شهید سبحانی و اعضای حزب الله و... توانسته اند ریشه اندیشه حکومت اسلامی را بی سرو صدا بخشکانند و راه خمینی را بی رهرو سازند و نظام زور و سلطه را استواری و جاودانگی بخشند، اما واقعیت جز آن بود که آنها می پنداشتند؛ 

در پی زندانی شدن شماری از اعضای حزب الله، آشنایی ها، دیدارها و گفت وگوهایی میان
آنان و گروه شهید سبحانی صورت گرفت، دو گروه در دوران زندان گام به گام از روحیه، اندیشه، انگیزه و ایده های یگدیگر شناخت پیدا کردند و به یکدیگر نزدیک شدند و برای تداوم مبارزه در راه بر پایی حکومت اسلامی و ستیز با رژیم شاهنشاهی دست در دست یک دیگر نهادند و برخی از افراد گروه شهید سبحانی به نام های عزیزصفری، حمید صفری، غلامعلی رشید علینور، سید احمد آوایی و حمید آستی با اعضای حزب الله مانند محمدعلی جهان آرا، اسماعیل زمانی، غلامرضا بصیرزاده، حسین ابراهیم پور، سید مرتضی نعمت زاده و... دست اتحاد به یکدیگر دادند و با هم در راه واژگونی رژیم شاه و برقراری حکومت اسلامی، پیمان بستند. در بازجویی حمید صفری دراین باره آمده است:
...اتفاقاً من و فرزاد قلعه گلابی که به 4 سال حبس محکوم شده بود ومرتضی نعمت زاده یکی دیگر از هم جرم های فرزاد که به 2 سال [ حبس] محکوم شده بود، مدت یک ماه در یک جا بودیم و در تمام این یکماه فرزاد قلعه گلابی مرتب برای من حرف می زد و قرآن ونهج البلاغه تفسیر می کرد و بیشتر در مورد لزوم تشکیل حکومت اسلامی حرف می زد؛ به طوری که حرف هایش بزرگ ترین اثرات را در دل من برجای گذاشت... و از من هم تقاضای عضویت کرد و من هم پذیرفتم.. وقتی خواستم آزاد بشوم گفت در بیرون فقط با رضا بصیرزاده تماس می گیری و هرکاری داشتی به او می گویی ونیز درس می خوانی تا حتماً دیپلم بگیری که وقتی آزاد شدم بیکار باشی و نیز برادرت عزیز صفری و غلامعلی رشید علینور را تبلیغ می کنی تا وقتی آزاد شدم آماده عضو شدن باشند ولی کوچک ترین بویی نبرند که حزب الله هنوز ادامه دارد و تو هم عضو آن هستی... (1)
ساواک از زبان اسماعیل زمانی آورده است:
...من به اتفاق فرزاد قلعه گلابی و سید مرتضی نعمت زاده و عده ای دیگر درمردادماه 1350 دستگیر و همه مدارک گروه به دست مأمورین افتاد و بالاخره به یک سال زندان
محکوم شدم؛ در زندان خرمشهر من و بصیرزاده و فرزاد تصمیم گرفتیم گروه را دوباره درداخل زندان سازماندهی کنیم و بدین جهت مرحله دوم گروهی من در زندان شروع و در طی دوران محکومیت در زندان جلسات بحث و مذاکره با سایر زندانیان تشکیل می دادیم ومسائل حکومت اسلامی و جهاد را برای آنها تشریح می کردیم؛ پس از آزادی از زندان من و بصیرزاده و سید مرتضی با هم تماس گروهی داشتیم.... (2)
گروه های شهید سبحانی و حزب الله در دوران زندان در مورد تداوم مبارزه برای واژگونی رژیم شاه و برپایی حکومت اسلامی به دیدگاهی یکسان رسیدند و در پی آزادی از زندان در راه هدف مشترک، به همکاری ادامه دادند و کوشیدند به گروه سامان بخشند و کاستی ها و نادرستی های گذشته را جبران کنند و سازمان نوینی را پی بریزند. این گروه در پی تشکیل حزب رستاخیز و تغییر تاریخ خورشیدی به تاریخ شاهنشاهی طی اعلامیه ای این اعمال خلاف قانون و خیانت آمیز شاه را مورد نکوهش قرار داد و همگان را به مبارزه بی امان ضد رژیم شاه و خیزش و خروش در راه ویران کردن پایه های سلطنت و استقرار حکومت اسلامی فرا خواند. متن آن اعلامیه که به صورت دست نویس و بدون امضا می باشد، چنین است:
قد افلح من تزکی : انسانی رستگار است که خود را از همه پلیدی ها پاک نگه دارد.
برادر مسلمان!
در عصری که عمال استعمار و نوکر سرسپرده امریکا دست به هر جنایتی می زنند و شاه خائن این نوکر سرسپرده امریکا، ثروت های معنوی و مادی ما را به تاراج و یغما می برد و برای سرپوش گذاشتن بر جنایاتش هر روز به عناوینی تازه از قبیل جشن 2500 [سال] قبل است، حزب رستاخیز، تغییر مبنای تاریخی، ما را مشغول نگه می دارد و جوانان دلیر و فرزندان خلق را به عناوین قلابی«مارکسیست اسلامی»! شهید می نماید و با چهره اسلامی در صدد برانداختن اسلام، این
تنها سنگر ضد امپریالیستی، می باشد، در چنین لحظاتی بر هر فرد مسلمان آگاه است که برای منهدم ساختن این رژیم خائن متحد شده و پایه سلطنتش را ویران سازند و برای استقرار حکومت اسلامی جهد و جهاد نمایند.
اینک جوان مسلمان! با برنامه ای تهیه شده برای هر چه بیشتر آگاه شدن و آگاه کردن به خودسازی بپردازیم و این امکان ندارد مگر به وسیله مطالعه افشا کنیم کارهای ضد مردمی شاه واهداف پلیدش را ( مانند رستاخیز، مبارزه با گرانفروشی و...) که هدفی جز استعمار و استثمار خلق ها نمی باشد. 3. از نوشتن هرگونه شعاری ( مانند مرگ بر شاه جنایتکار، مرگ بر حکومت یزیدی، نابود باد رژیم پهلوی و... ) بر در و دیوار کلاس و کوچه ها و... خودداری نکنیم. 4. کسانی که علناً یا پنهانی در کارهای تبلیغی رژیم فعالیت می کنند مفتضح و رسوا کنیم.5. همچنین تکثیر هراعلامیه ای که برای آگهی دوستان لازم است، با حداقل وسایل ( چند برگ کاغذ و کپی و کاربن ) وپخش آن در دبیرستان با احتیاط های امنیتی لازم و به کاربردن اصول امنیتی برای جلوگیری از هر گونه اتفاقی، و این را بدانیم مطالعه ای که توأم با این عمل ها و بالاتر ازاینها باشد مؤثرتر است و نتیجه بخش تر و بکوشیم که پیروزی از آن ما خواهد[ بود].(3)
من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا: کسانی که در راه مردم جهد و جهاد و کوشش و مبارزه می نمایند خداوند نیز راه هایشان را، راه فتح و پیروزی را، به آنها نشان خواهد داد.
پیروز باد اتحاد جوانان اهواز – پرتوان باد دست هایی که برعلیه رژیم ظلم فعالیت می کنند – نابود باد رژیم سرسپرده خائن و خود فروخته – مرگ بر امپریالیسم جهانخوار و زالوصفت امریکا( 4)
فعالیت های سیاسی حزب الله در مرحله دوم، با درایت، ریزبینی و تاکتیک بیشتری همراه بود. افراد این گروه از دست زدن به کارهای نسنجیده و ساده اندیشانه دوری می گزیدند و با خردورزی و اندیشمندی بیشتری حرکت می کردند؛ از این رو، ساواک خوزستان به رغم اینکه
نسبت به این گروه سخت کنجکاو و حساس بود و رفتار و کردار آنان را زیر نظر داشت، در دراز مدت نتوانست از کارکرد سیاسی و ضددولتی آنان سرنخی به دست آورده و آن روز که حزب الله طی اعلامیه ای جنایات رژیم شاه را در قم (19دی 1356) به شدت مورد نکوهش قرار داد و محکوم کرد، ساواک خوزستان سخت تکان خورد و خود را درمانده دید و با شرمساری گزارش آن را به تهران داد. ساواک مرکز نیز طی فرمانی به ساواک خوزستان دستور پیگیری، وارسی و کنترل روی گروه حزب الله را صادر کرد و پیشنهادهایی برای شناخت افراد و اعضای آن داد که نگرانی مرکز از فعالیت های این گروه را نشان می داد. پرویز ثابتی طی دستوری به ساواک خوزستان آورده بود:
... پخش اعلامیه توسط گروه فوق الذکر نشان دهنده فعالیت اعضای آن می باشد، علیهذا خواهشمند است دستور فرمایید ضمن توجیه و دادن تعلیمات لازم به عناصر اطلاعاتی مربوطه برای نفوذ در گروه موصوف به منظوراخذ نتیجه بیشتر به موارد زیر توجه و نتایج حاصله را مستمراً اعلام دارند.
1. باتوجه به اینکه پس از آزادی فرزاد قلعه گلابی (رهبر حزب الله ) این چندمین اعلامیه ای است که تاکنون پخش گردیده، به نظر می رسد فرد مذکوردخالت مستقیمی در تهیه و توزیع اعلامیه موصوف دارد؛ لذا مراقبت از نامبرده را بیش از پیش افزایش داده و به منابع توجه داده شود؛ به جزییات فعالیت های وی توجه و گزارش دهند.
2. از خانواده های متواریان گروه حزب الله و گروه مکشوفه به اصطلاح ارتش انقلابی خلق مسلمان ایران، درحوزه استحفاظی دقیقاً توسط منابع، همکاران و منابع 9111(5) و 1585(6) مراقبت تا چنانچه ارتباطی از طرف متواریان برقرار گردید، آگاهی حاصل گردد.
3. از اعضای سابق گروه حزب الله و گروه به اصطلاح ارتش انقلابی خلق مسلمان ایران که در حال حاضر با اخذ تعهد همکاری مرخص گردیده اند. مراقبت دقیق تری به عمل
آورند، چون ممکن است این افراد در ظاهر و به خاطر آزادی از زندان، تعهد عدم فعالیت و همکاری داده باشند.
4.با بررسی وضعیت افراد سابق گروه موصوف، از بین آنها فرد مستعدی که بتوان به صداقت او اطمینان و همکاریش را جلب نمود انتخاب و از وجودش استفاده گردد.
5.با هماهنگی مراجع انتظامی، نسبت به کنترل دقیق ترمناطقی که احتمال توزیع اعلامیه از طرف گروه خرابکار و متعصبین مذهبی می رود اقدام نمایند...
مدیر کل اداره سوم، ثابتی (7)
گزارش مزبور نگرانی، ناآرامی و بیم و هراس دستگاه مخوف ساواک از فعالیت های گروه حزب الله و پخش اعلامیه از سوی این حزب را تا پایه ای به نمایش می گذارد و این نکته را به درستی روشن می سازد که رژیم شاه از این اعلامیه حزب الله اندیشناک شده وبه چاره جویی برخاسته است! با در نظر گرفتن اینکه در آن روزها اعلامیه های گوناگونی از سوی گروه ها، سازمان ها و جمعیت های سیاسی و نیز مذهبی ومردمی در ایران پراکنده می شد، باید دید چه جریان، رویداد و موضوعی مایه آشفتگی ونگرانی ساواک در پی پخش اعلامیه حزب الله شده و آن سازمان را به چنین واکنشی واداشته است؟ به نظر می رسد نکته هایی که در پی می آید مایه اصلی بیم و هراس مقامات ساواک بوده است:
1. اندیشه براندازی
واژگونی رژیم شاه و نظام پادشاهی و نظام پادشاهی از هدف های اصلی نخستین و اصلی گروه حزب الله بود. این هدف و انگیزه برای رژیم شاه موضوعی نبود که بتوانند آن را نادیده بگیرند و از کنار آن بی دغدغه بگذرند.
2.برپایی حکومت اسلامی
در آن روز برخی از گروه هایی که به حرکت مسلحانه دست زده بودند نیز شعار براندازی سر می دادند و سرنگونی رژیم را دنبال می کردند. لیکن حکومتی جانشین ( آلترناتیو) که برای
ملت ایران گیرایی داشته باشد و مردم را به سوی آن بکشاند در برنداشتند، بنابراین، حزب الله بنابر اذعان بسیاری از اعضا و هواداران آن اصولاً برای برپایی حکومت اسلامی بنیاد یافته بود و این هدف نیز برای رژیم شاه و دستگاه جاسوسی ساواک وحشت آور و هراس انگیز می نمود.
3.پیروی از اصل ولایت و مرجعیت
بیشتر افراد و اعضای گروه حزب الله سر در راه امام گذاشته بودند و پیروی از اصل ولایت را به درستی رعایت می کردند و از هرگونه نظریه دادن نابجا پیرامون مسائل سیاسی و احکام اسلامی دوری می گزیدند و برای آگاهی از مسئولیت ها و وظایف دینی خود پیوسته با حوزه های علمی و دانشمندان روحانی در ارتباط بودند. این ویژگی نیز برای رژیم شاه مایه نگرانی بود. آن رژیم از گروه هایی که تز«اسلام منهای روحانیت» را باور داشتند و خود سرانه مسائل اسلامی را تفسیر می کردند و به کار می بستند نگران نبود چون می دانست که این گروه ها به بیراهه و سرانجام به آغوش بیگانگان و جهانخواران پناه می برند و نمی توانند خطر جدی و ریشه ای برای رژیم شاه پدید آورند، لیکن افراد و عناصری که با تأثیر پذیری از اصل ولایت حرکت می کردند و درراه مبارزه با زورمداران و جهانخواران راه و روش و خط خمینی را پاس می داشتند، خطر اصولی و ریشه ای برای رژیم های طاغوتی و خودکامه به شمارمی آمدند؛
چنانکه دیدیم رژیم شاه و نظام دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی به دست ملتی
واژگون گردید که پیرو ولایت بودند و با رهبری امام، مبارزه را پی گرفتند و طبق رهنمودهای امام پیش رفتند و به پیروزی رسیدند.
4.شرایط جغرافیایی و موقعیت خوزستان
شرایط جغرافیایی و موقعیت خوزستان نیز در نگرانی ساواک از جنب وجوش سیاسی و براندازی حزب الله، نقش بسزایی داشت.
متن اعلامیه حزب الله که مایه پریشانی و نگرانی ساواک شده بود، چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایهاالذین آمنوا ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.
ای اهل ایمان اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری کند و ثابت قدم گرداند.
همگام با روحانیت مترقی و مبارز ودانشجویان غیور اسلامی دانشگاه ها و بازاریان شرافتمند کشور، تنفر و انزجار شدید خود را از قتل عام وحشیانه و بی شرمانه اهالی متدین و شریف قم که به دستور یزید بن معاویه زمان، دودمان کثیف پهلوی به توسط جلادان امنیتی و دژخیمان شهربانی به وقوع پیوست اعلام می داریم.
19 دی ماه 1356(8) – 29 محرم 1398 و اربعین شهدای عزیز ما که از بهترین فرزندان خلق ایران بودند، روزهای جمعه و شنبه نهم ربیع الاول [که ] برابر با 28 و 29 بهمن ماه 1356 می باشد، تعطیل و عزای عمومی اعلام می داریم و درمسجد اعظم در سوگ آنان قرآن تلاوت می نماییم.
از آنجا که آگاهی ملت، رمز پیروزی و پیشرفت می باشد، عمال امپریالیزم و صهیونیسم و در رأس همه، شاه خائن بعد از کشتار رذیلانه قم، به راه انداختن خیمه شب بازی ها
و عربده کشی های جارچیان خود در سطح کشورخواست تا افکار عمومی را منحرف نموده و از بیداری و آگاهی ما جلوگیری نماید لکن ملت رشید ایران نه تنها اغفال نشدند بلکه صفوف خود را علیه نوکران اجنبی حاکم بر ایران مستحکم تر نمودند.
کور باد چشمی کهاین پیروزی را نبیند. (9)
چراغی را که ایزد برفروزد
هر آنکه پف کند ریشه اش بسوزد
درود بی پایان و ابدی برامام خمینی زنده و بیدار کننده ملت
مرگ و نفرین و لعنت ابدی بر شاه خائن خون خوار و کشنده ملت
کارگران، فرهنگیان، کارمندان کشور(حزب الله) (10)

پی نوشت ها :

1. آرشیو اسناد بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر، پرونده حمید صفری، برگ ش5.
2. همان، پرونده اسماعیل زمانی، برگ ش 3.
3. سند اعلامیه به پیوست آمده است.
4. همان، سند ش 28.
5. کنترل تلفن.
6. کنترل پست خانه و سانسور نامه ها.
7. سند ش 29.
8. در اصل : 2536، متن بایگانی در پرونده از سوی مأموران ساواک تایپ شده، چون در پایان آورده است:«رونوشت برابر اصل است» به احتمال نزدیک به یقین مأمور تایپ طبق عادت همیشگی تاریخ خورشیدی را به تاریخ شاهنشاهی تبدیل کرده است.
9. دراصل: نفهمد.
10. سند ش30.
منبع:برگرفته از کتاب نهضت امام خمینی(س)، دفتر چهارم.

منبع مقاله : 
نشریه 15 خرداد، شماره21

شهدای منصورون

شهیدغلامحسین صفاتی دزفولی
شهیدکریم رفیعی
شهید سید علی جهان آرا
شهید مهدی هنردار
شهید عزیز صفری
شهید سید نورالدین صفدری
شهید شیخ عبدالحسین سبحانی
شهید حسن هرمزی
شهید اسماعیل دقایقی
شهید سید محمدعلی جهان آرا